ادبیات مدرن, نقد کتاب

زن، عشق، جامعه

نام اثر: رمان بعد از عشق

نویسنده: الیف شافاک

ترجمه: ارسلان فصیحی

انتشارات: کتاب سرای نیک

تعداد صفحات: ۳۴۰

من می‌نویسم: «من یک زن هستم.

تو می‌خوانی: تو ضعیف هستی.

او می‌خواند: تو جنس دوم هستی.

ما می‌خوانیم: ما موجوداتی احساساتی و لطیف مادرزاد هستیم.

شما می‌خوانید: همه‌ی دختربچه‌ها برای مادرشدن آفریده‌شده‌اند.

آن‌ها می‌خوانند: تو باید همسر وفادار، خانم خانه‌دار و مادرفداکار باشی.

«بعد از عشق»  اثری دیگر از الیف شافاک، نویسنده‌ رمان پرفروش «ملت عشق»، کتابی است که خواندنش می‌تواند به همه‌ی ضمیرها کمک کند که جور دیگری بخوانند و در ویژگی‌های نسبت‌ داده ‌شده به زنان تردید کنند. حتی گاهی در ذاتی بودن ویژگی‌هایی که زنان با آن‌ها یاد می‌شوند؛ مانند احساسات و غریزه‌ی مادری.

نام اصلی این کتاب «شیر سیاه» است که در ترجمه به دلایل نارسایی مفهوم و برداشت معانی دور از مقصود نویسنده، به تشخیص مترجم اثر، ارسلان فصیحی، به «بعد از عشق» تغییرنام پیدا کرده است. عملی که شاید در نگاه اول مخاطب را به این تفکر سوق دهد که با رمانی نوجوانانه و از جنس «من پیش از تو» روبه‌روست و یا با نگاه به نام نویسنده و مترجم، آن را جلد دوم «ملت عشق» انگارد. در حالی که هر دو تصور اشتباه است و «بعد از عشق» رمانی درباره‌ زنان و زنانگی و دوره‌ای غمبار و تیره اما گذرا در زندگی زنان عاشق است: دوره‌ی بعد از عشق.

اما این دوره بخشی از رمان را به خود اختصاص می‌دهد و در باقیِ بخش‌ها مخاطب در حال خواندن رمانی پست‌مدرن و تجربه‌گراست که شخصیت اصلی آن، یک زن نویسنده است که سهوا یا عمدا نام یکسانی با نویسنده‌ی کتاب، یعنی الیف، دارد. البته این تشابهات به اسم محدود نمی‌شوند و شغل یکسان و مهاجرت از شهری به شهر دیگر را نیز باید به آن اضافه کرد.

الیفِ ابتدایِ داستان، الیفی است که ادبیات را همسرش می‌داند و قصد طلاق از آن و یا هوو آوردن بر سرش را در ذهن راه نمی‌دهد.  چند برگ بعدتر، شخصیتِ اصلی داستان در فصل زمستان، دم غروب، به صرف چای مهمانِ نویسنده‌ی زن نسبتا سالخورده‌ای می‌شود و در جریان صحبت با سوال “می‌خواهید مادر بشوید؟” مواجه می‌گردد. سوالی که حالا در پاسخ آن مردد است. سوالی که پس از پایان دیدار نیز او را رها نمی‌کند و سوال‌هایی را نیز به دنبال می‌آورد؛ او می‌تواند مادر بشود؟ می‌تواند مادر بشود و نویسنده بماند؟ یا باید بین این دو عشق، یکی را انتخاب کند؟

به عبارتی بین نقش‌هایی که برای زنِ دیروز و زنِ امروز تعریف شده، مردد می‌ماند. اعضای گروهِ کُرِ صداهای درونیِ الیف، پاسخ‌های متفاوتی به این پرسش‌ها می‌دهند. موجوداتی که روای آنها را موجوداتی بند انگشتی معرفی می­کند: «درونم یه جور حرمسرای مینیاتوری هست؛ دسته‌ای موجودِ ماده که به حرف هم گوش نمی‌دهند، برای هم پاپوش می‌دوزند، نقشه می‌کشند، فال می‌گیرند، عرض حال می‌نویسند و مدام با هم قهرند. همه‌شون بندانگشتی‌اند، ریزه‌میزه…» خانم ذهنیت عملگرا، خانم حرصِ نفس، خانم روشن‌فکرمنزوی، خانم جان درویش و بندانگشتی‌های دیگری که در طول داستان با آن‌ها آشنا می‌شویم، اعضای گروهِ کُرِ صداهای درونیِ الیف هستند که در قسمت‌های مختلف داستان با هم و با شخصیت اصلی داستان به گفت‌وگو، اظهارنظر، دعوا و هر گونه تلاش برای به کرسی نشاندن خواسته‌ی خود می‌پردازند.

نویسنده‌ کتاب در خلال روایت داستان، منزلگاه‌هایی را تدارک دیده که در آن‌ها به بیان بیوگرافی‌های مختصری از زنان نویسنده‌ واقعی و خیالی چون جی‌کی رولینگ، سیلویا پلات، موریل اسپاک، سوزان سانتاگ، آین رند، فیروزه و… درجامعه‌ی مردسالار می‌پردازد و انتخاب آنها بین نویسندگی و مادری را بررسی می‌کند. «قاعده‌ای هست که تا به امروز تغییر نکرده: مردهای نویسنده را ابتدا «نویسنده» می‌بینند، بعد «مرد». اما زن‌های نویسنده را ابتدا «زن» می‌بینند، بعد «نویسنده»…».

در «بعد از عشق» نیز مانند سایر کتاب‌های شافاک علایق او به عرفان نمایان است، هرچند این­­‌بار کمرنگ­­­­­‌‌تر؛ اما آنچه در این کتاب مشهود است، ردپای عقاید فمینیستی نویسنده است. با این وجود ارسلان فصیحی، مترجم این رمان، معتقد است نباید آن را یک رمان فمینیستی دانست. او هم‌چنین بر این باور است که نباید «بعد از عشق» را یک رمان زنانه دانست، بلکه مردان نیز با خواندن آن می‌توانند با زنان و دنیای زنانه بیشتر آشنا شوند.

خَشی از کتاب

این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده­اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *