ادبیات مدرن, نقد کتاب

کجای جغرافیای عشق ایستاده ای؟

نام اثر: جستارهایی در باب عشق

نویسنده: آلن دو باتن

کتاب آلن دو باتن از همان آغاز مخاطب را به وادی می­اندازد که روی جلد وعده­اش را داده؛ یعنی «عشق». پدیده‌ایی که شاید یک بار برای همه ما پیش آمده یا گمان کرده‌ایم به آن دچار شده‌ایم یا چشم به راه آمدنش هستیم.

«جستا‌رهایی در باب عشق» در بخش­ها و فصل­های مختلف خود به توصیف رابطه رمانتیک و عاشقانه میان یک زوج از ابتدای تولدش می‌پردازد. در فصل اول شاهد چگونگی آشنایی این زوج با یکدیگر هستیم. اتفاقی که به  گمان مرد داستان دست تقدیر برای رقم خوردنش بی‌تاثیر نبوده‌است.

او در فصل بعد به عشق در نگاه اول می‌پردازد. باتن معتقد است در دیدار اول نوعی گزافه پردازی نسبت به خصوصیات معشوق رخ می­دهد. نوعی اغراق که ما را از دیدن واقعیت‌ها دور می‌کند و باعث می شود معشوق را فردی کامل و به دور از خطا ببینیم. سپس به تعریف زمانی می‌پردازد که معشوق به دوست داشتن عاشق اعتراف می‌کند و وصل اتفاق می‌افتد. آنچه بعد از این اتفاق رخ می‌دهد شبیه به هیچ یک از داستان‌های عاشقانه‌ای که شنیده‌ایم نیست.

باتن در مورد نگاه مارکسیستی در عشق صحبت می‌کند و آن را به چالش می‌کشد. در مورد نگاهی که عشق یک طرف را به رابطۀ دوسویه ترجیح می‌دهد زیرا موجب لطمه زدن به کمال­گرایی در عشق می­شود و صحبت از این دید گاه که: «چطور کسی مانند معشوق می‌تواند عاشق کسی باشد که پر از ضعف و ناکاملی است؟»

این فیلسوف انگلیسی در کتاب خود به این نکته اشاره می‌کند که عاشقِ معشوق بودن از شناختنش کار آسان‌تری است و به ‌نظر می‌آید بهترین افراد برای عاشق شدن کسانی هستند که درباره آن‌ها چیزی نمی­دانیم و می‌توانیم با تصور ذهنی خود او را به مدینۀ فاضله‌ای مبدل کنیم که دلمان می‌خواهد.

در فصل‌های بعد در مورد پذیرش ضعف‌های یکدیگر خواهیم خواند. در مورد ضرورت طنز و شوخی در رابطه که خود پایان دهندۀ اختلافات بسیاری است. در این مورد که پس از گذشت حرارت اولیه عشق بتوانیم خود واقعی یکدیگر را ببینیم و برای رابطه‌ایی که وارد یک مرحله جدید شده تلاش کنیم.

اشاره به مفهوم زیبایی و دیدن آن در نگاه عاشق و تردید و شک از اینکه آیا او همان فردی است که در خیال توست چالش‌های بعدی یک رابطه از نظر نویسنده این اثر پرفروش است.

در بخشی از کتاب نیز در مورد تغییر خواهیم خواند. درباره اینکه چگونه تغییر می‌کنیم تا شبیه انتظارات عزیزانمان باشیم. باتن می­گوید در واقع ما برای مشروعیت بخشیدن به خود و تایید دیگران شبیه کسی می­شویم که دیگران می‌خواهند.  نگاهی که ما را کمی از خود حقیقی‌مان دور می‌کند و باعث می‌شود پس از مدتی رابطه به پایان برسد. زیرا تحمل سنگینی یه نقاب برای تمام عمر ممکن نیست. او سپس  به دوران افول رابطه اشاره می‌کند. به سختی‌های جدایی و اینکه این ترس تا مدتی انسان­ها را به ادامه راهی اشتباه مجبور می­کند. به این فکر که پس از جدایی این فکر به سراغمان می‌آید که: «ما هرگز دوباره عاشق نخواهیم شد.»

در پایان کتاب متوجه می‌شویم که ما به آموزه‌های بیشتری در مورد عشق نیاز داریم. نیاز داریم عقلانیت را با عشق همراه کنیم و با ذهنی تحلیل­گر به دنبال عشق برویم. این کتاب تمام احتمالات در یک رابطۀ عاشقانه را مورد تحلیل قرار می‌دهد و با روایتی داستان‌گونه آن را ملموس و باور‌پذیر می‌کند.

خواندن این کتاب می‌تواند به هر کسی در هر مرحله‌ای از یک رابطه عاشقانه کمک کند.

این کتاب با ترجمه­ها و توسط ناشران مختلف به بازار عرضه شده، اما پیشنهاد ما خواندن آن با ترجمه گلی امامی است که نشر نیلوفر آن را منتشر کرده است.

خَشی از کتاب

«یکی از دردسرهای عشق این است که، دست‌کم برای مدتی، این خطر را دارد که به طور جدی خوشبخت‌مان کند. »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *